محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

470

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

بيرون آمدند ؛ ولى مسلمانان ، بىدرنگ آنان را شكست دادند . تا آنكه ابو عبيده به جابيه نزديك گشت . كسى پيش وى آمد و گفت : هراكليوس پادشاه روم در انطاكيه است و براى نبرد با شما سپاهى گرد آورده كه تاكنون هيچ كس چنين سپاهى فراهم نياورده بوده است . . . نامهء ابو عبيده : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر به بندهء خدا أبو بكر جانشين پيامبر خدا ( ص ) از ابو عبيدة بن جرّاح : درود بر تو . من به راستى ، همراه تو آفريدگارى را مىستايم كه جز او ، آفريدگارى نيست . اما بعد ، ما از خداوند درخواست داريم كه اسلام و مسلمانان را به استوارى ، گرامى دارد و آنان را به آسانى به پيروزى رساند . من آگاه گشته‌ام كه هرقل پادشاه روم ، در يكى از شهرهاى روم به نام انطاكيه فرود آمده و به مردم كشور خويش ، پيام فرستاده و آنان را در كنار خود گرد آورده است و ايشان سوار بر مركبهاى سركش و رام ، به وى روى آورده‌اند . انديشيدم كه تو را از آن آگاه سازم تا در آن باره نظر خود را بيان كنى . درود و بخشايش و بركات خدا بر تو باد . پس أبو بكر به وى نوشت : به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اما بعد : نامهء تو به من رسيد و از آنچه دربارهء هرقل در آن نوشته بودى ، آگاه گشتم . اما فرود آمدن وى در انطاكيه ، خودشكستى است براى او و يارانش و پيروزيى است از سوى خدا براى تو و مسلمانان . بسيج كردن مردم كشور خود و انبوه ساختن گروههايى براى نبرد با شما ، كارى است كه ما و شما مىدانستيم كه چنين خواهند كرد . نيز هيچ گروهى پادشاه خود را رها نكرده و بىپيكار ، از كشور خود بيرون نرفته است . سپاس خداى را كه تو دانسته‌اى كه مردان بسيارى از مسلمانان با ايشان پيكار كرده‌اند . رزم‌آوران مسلمان ، آن چنان به مرگ دل بسته‌اند كه دشمنانشان به زندگانى . اينان براى نبرد خويش ، از سوى خداوند ، پاداشى بزرگ در نظر مىگيرند . ايشان جهاد در راه خدا را بيش از دختران دوشيزه و داراييهاى گرانمايهء خويش دوست دارند . به هنگام كارزار ، يك تن از ايشان برتر از هزار كس از مشركان است . با سپاه خويش با آنان پيكار كن و از نبودن مسلمانان دور از خود ، احساس تنهايى مكن ؛ چرا كه خداى تعالى با توست و با اين همه ، من با فرستادن مردانى تو را يارى خواهم داد تا بىنياز گردى و به خواست خدا ديگر نيروى بيشترى نخواهى . درود و رحمت خدا بر تو باد . أبو بكر اين نامه را همراه دارم عبسى فرستاد .